خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و یاد یار سخن میگوید. او با اشک و خیال، نقش محبوب را در ذهن و دل خود زنده نگه میدارد. از موسیقی و شراب نیز به عنوان نمادهایی برای تسکین درد فراق استفاده میکند. شعر پر از تصاویر شاعرانه و احساسات عمیق عاشقانه است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن، نیاز به بلوغ فکری و درک مناسب از زمینههای فرهنگی و ادبی دارد.
غزل ۳۲۰ - دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم ۱
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه ی محراب میزدم ۲
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره ی تو به مضراب میزدم ۳
روی نگار در نظرم جلوه مینمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم ۴
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم ۵
نقش خیال روی تو تا وقت صبح دم
بر کارگاه دیده بیخواب میزدم ۶
ساقی به صوت این غزلم کاسه میگرفت
میگفتم این سرود و می ناب میزدم ۷
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب میزدم ۸
نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم ۱
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه ی محراب میزدم ۲
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره ی تو به مضراب میزدم ۳
روی نگار در نظرم جلوه مینمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم ۴
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم ۵
نقش خیال روی تو تا وقت صبح دم
بر کارگاه دیده بیخواب میزدم ۶
ساقی به صوت این غزلم کاسه میگرفت
میگفتم این سرود و می ناب میزدم ۷
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب میزدم ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۹ - سالها پیروی مذهب رندان کردم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱ - هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.