خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر از بوی خوش و حضور معشوق سخن می‌گوید و از هجران و دوری شکایت می‌کند. او از رقیب و جور او می‌گوید اما در نهایت، عشق و اشتیاق به معشوق بر همه چیز غلبه می‌کند. شعر با درخواست شاعر از معشوق برای گذر از خاک او و بخشیدن خونش به پایان می‌رسد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۳ - شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وصال

شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وصال
بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال ۱

اَحادیاً بجمالِ الحبیبِ قِف وانزِل
که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال ۲

حکایت شب هجران فروگذاشته به
به شکر آن که برافکند پرده روز وصال ۳

بیا که پرده ی گلریز هفت خانه ی چشم
کشیده‌ایم به تحریر کارگاه خیال ۴

چو یار بر سر صلح است و عذر می‌طلبد
توان گذشت ز جور رقیب در همه حال ۵

به جز خیال دهان تو نیست در دل تنگ
که کس مباد چو من در پی خیال محال ۶

قتیل عشق تو شد حافظ غریب ولی
به خاک ما گذری کن که خون مات حلال ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۲ - خوش خبر باشی ای نسیم شمال
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴ - دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.