خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از نسیم صبا درخواست می‌کند که عطر و خبری از یارش بیاورد تا دلش آرام گیرد. او از صبا می‌خواهد که پیامی روح‌افزا از دوستش برساند و خبری خوش از عالم اسرار بیاورد. شاعر همچنین آرزو می‌کند که با نسیم یارش، مشامش معطر شود و از غم و غبار اغیار رهایی یابد. او از صبا می‌خواهد که برای تسکین دلش، عشوه‌ای از لب شیرین یارش بیاورد و قدحی از شراب آینه‌دار به او برساند تا روزگار تلخش را شیرین کند.

این متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۹ - ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار ۱

نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو
نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار ۲

تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار ۳

به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار ۴

گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار ۵

خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار ۶

شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار ۷

کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار ۸

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار ۹

دلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۸ - ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰ - روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.