خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق میگوید و از درد فراق و ناامیدی خود سخن میراند. او معشوق را مانند خورشید توصیف میکند که نورش جهان را روشن کرده است، اما خودش از دوری او رنج میبرد و موهایش سفید شده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
رباعی ۱۴ - ای شعلهای از پرتو رویت خورشید
ای شعلهای از پرتو رویت خورشید
رویم ز غمت زرد شد و موی سفید ۱
از وصل تو هر که بود در جمله جهان
بر داشت نصیبی و من خسته امید ۲
رویم ز غمت زرد شد و موی سفید ۱
از وصل تو هر که بود در جمله جهان
بر داشت نصیبی و من خسته امید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳ - تا یار برفت صبر از من برمید
گوهر بعدی:رباعی ۱۵ - فکری که بر آن طبع روان میگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.