خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از فراق یار خود مینالد و بیان میکند که با رفتن یار، صبرش از دست رفته و اشکهای خونین میریزد. او احساس میکند که دیگر قادر به دیدن یارش نیست و آرزو میکند که هر کس که نمیتواند یارش را ببیند، کور شود.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'اشک خونین' و 'آرزوی کوری' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
رباعی ۱۳ - تا یار برفت صبر از من برمید
تا یار برفت صبر از من برمید
وز هر مژهام هزار خونابه چکید ۱
گوئی نتوانم که ببینم بازش
«تا کور شود هر آنکه نتواند دید» ۲
وز هر مژهام هزار خونابه چکید ۱
گوئی نتوانم که ببینم بازش
«تا کور شود هر آنکه نتواند دید» ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۲ - هر چند بهشت صد کرامت دارد
گوهر بعدی:رباعی ۱۴ - ای شعلهای از پرتو رویت خورشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.