خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از زیبایی چشمها و موهای معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل خود میگوید و درد عشق و رنجهای ناشی از آن را توصیف میکند. او احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند تیر بلا، خونابهٔ سرشک، و آستانهٔ دل بیان میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات داشته باشد.
غزل ۷۶ - ای ترک چشم مستت بیمار خانهٔ دل
ای ترک چشم مستت بیمار خانهٔ دل
زلف تو دام جانها خال تو دانهٔ دل ۱
آنجا که ترک چشمت شست جفا گشاید
تیر بلا نیاید جز بر نشانهٔ دل ۲
خونابهٔ سرشکم ریزند مردم چشم
از آستانهٔ تو تا آسمانهٔ دل ۳
دل اوفتاده عاجز بر آستانهٔ تو
تا عاجز اوفتادم بر آستانهٔ دل ۴
دارد عبید مسکین دائم هوای عشقت
هم در میانهٔ جان هم در میانهٔ دل ۵
زلف تو دام جانها خال تو دانهٔ دل ۱
آنجا که ترک چشمت شست جفا گشاید
تیر بلا نیاید جز بر نشانهٔ دل ۲
خونابهٔ سرشکم ریزند مردم چشم
از آستانهٔ تو تا آسمانهٔ دل ۳
دل اوفتاده عاجز بر آستانهٔ تو
تا عاجز اوفتادم بر آستانهٔ دل ۴
دارد عبید مسکین دائم هوای عشقت
هم در میانهٔ جان هم در میانهٔ دل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵ - نه بر هرخان و خاقان میبرم رشگ
گوهر بعدی:غزل ۷۷ - گوئی آن یار که هر دو ز غمش خستهتریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.