خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بر اهمیت عشق و وابستگی به معشوق (جانان) و دوری از دنیا و مادیات تأکید دارد. شاعر بیان میکند که در خلوتگاه عشق، هیچ چیز دیگری ارزش توجه ندارد و انسان باید به جای مال و جاه، به عشق الهی و بخششهای او تکیه کند.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۷۴ - وصل جانان باشدم جان گو مباش
وصل جانان باشدم جان گو مباش
در جهان جز فکر جانان گو مباش ۱
ساکن خلوت سرای انس را
گلشن و بستان و ایوان گو مباش ۲
ما کجا اسباب دنیا از کجا
مور را ملک سلیمان گو مباش ۳
چون ز یزدان هرچه خواهی میدهد
خلعت و انعام سلطان گو مباش ۴
ما گدایانیم ما را چون عبید
مال و جاه و حکم و فرمان گو مباش ۵
در جهان جز فکر جانان گو مباش ۱
ساکن خلوت سرای انس را
گلشن و بستان و ایوان گو مباش ۲
ما کجا اسباب دنیا از کجا
مور را ملک سلیمان گو مباش ۳
چون ز یزدان هرچه خواهی میدهد
خلعت و انعام سلطان گو مباش ۴
ما گدایانیم ما را چون عبید
مال و جاه و حکم و فرمان گو مباش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳ - در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
گوهر بعدی:غزل ۷۵ - نه بر هرخان و خاقان میبرم رشگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.