خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و هوسهای بیپایان و دردهای عاشقانه میگوید که درمانی جز صبر ندارد. او از تجربیات خود و دیگران یاد میکند و به پندهای اخلاقی مانند تحمل و صبر اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۷ - میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
میکند خاطر شوریده تمنای دگر ۱
هوس سروقدی گرد دلم میگردد
که ندارد به جهان همسر و همتای دگر ۲
دوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دور
گشته رسوای جهان با دو سه شیدای دگر ۳
گفت کاین شیفته را باز چه حال افتاد است
نیست جز مسکنت و عجز مداوای دگر ۴
چاره صبر است ز سعدی بشنو پند عبید
«سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر» ۵
میکند خاطر شوریده تمنای دگر ۱
هوس سروقدی گرد دلم میگردد
که ندارد به جهان همسر و همتای دگر ۲
دوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دور
گشته رسوای جهان با دو سه شیدای دگر ۳
گفت کاین شیفته را باز چه حال افتاد است
نیست جز مسکنت و عجز مداوای دگر ۴
چاره صبر است ز سعدی بشنو پند عبید
«سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر» ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - مرا دلیست گرفتار خطهٔ شیراز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.