خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوقی ترک صحبت میکند. او از بیقراری و شوریدگی خود در عشق میگوید و به حال کسانی رشک میبرد که نزد معشوق هستند. شاعر همچنین به مستی و شوریدگی خود افتخار میکند و آن را نشانهای از عشق واقعی میداند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'مستی' و 'شوریدگی' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۵۹ - پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد
پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد
آن ترک مست آخر با ما چکار دارد ۱
با زلف بیقرارش دل مدتی قرین شد
این رسم بیقراری زو یادگار دارد ۲
خرم کسی که با تو روزی به شب رساند
یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد ۳
رشگ آیدم همیشه بر حال آن سگی کو
بر خاک آستانت وقتی گذار دارد ۴
با ما دمی نسازد وصلت به هیچ حالی
بیچاره آن که یاری ناسازگار دارد ۵
شوریدگی و مستی فخر عبید باشد
نادان کسی بود کو زین فخر عار دارد ۶
آن ترک مست آخر با ما چکار دارد ۱
با زلف بیقرارش دل مدتی قرین شد
این رسم بیقراری زو یادگار دارد ۲
خرم کسی که با تو روزی به شب رساند
یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد ۳
رشگ آیدم همیشه بر حال آن سگی کو
بر خاک آستانت وقتی گذار دارد ۴
با ما دمی نسازد وصلت به هیچ حالی
بیچاره آن که یاری ناسازگار دارد ۵
شوریدگی و مستی فخر عبید باشد
نادان کسی بود کو زین فخر عار دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸ - ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.