خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود میگوید که نمیتواند از معشوق دل بکند و با وجود درد و غم، قادر به ترک این عشق نیست. همچنین، او به ناتوانی خود در صبر و تحمل اشاره میکند و حتی توبه کردن برایش غیرممکن است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند عشق نافرجام، غم درونی و ناتوانی در ترک است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۳۴ - دلم ز عشق تبرا نمیتواند کرد
دلم ز عشق تبرا نمیتواند کرد
صبوری از رخ زیبا نمیتواند کرد ۱
غم از درون دل من برون نمیآید
که ترک مسکن و ماوی نمیتواند کرد ۲
به روی خوب مرا دیده روشنست ولی
به هیچ وجه مهیا نمیتواند کرد ۳
برفت دوش خیالش ز چشم من چه کند
مقام بر لب دریا نمیتواند کرد ۴
به صبر کام توان یافتن ولیک چه سود
چو صبر در دل ما جا نمیتواند کرد ۵
عبید گه گهی از بهر مصلحت میگفت
که توبه می کند اما نمیتواند کرد ۶
صبوری از رخ زیبا نمیتواند کرد ۱
غم از درون دل من برون نمیآید
که ترک مسکن و ماوی نمیتواند کرد ۲
به روی خوب مرا دیده روشنست ولی
به هیچ وجه مهیا نمیتواند کرد ۳
برفت دوش خیالش ز چشم من چه کند
مقام بر لب دریا نمیتواند کرد ۴
به صبر کام توان یافتن ولیک چه سود
چو صبر در دل ما جا نمیتواند کرد ۵
عبید گه گهی از بهر مصلحت میگفت
که توبه می کند اما نمیتواند کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳ - نسیم خاک مصلی و آب رکن آباد
گوهر بعدی:غزل ۳۵ - ساقیا باز خرابیم بده جامی چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.