خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی، وفاداری، و دوری از دنیای مادی سخن میگوید. او از دلهایی که به دنبال هوسهای زودگذر نمیروند و به ارزشهای اخلاقی پایبند هستند، تمجید میکند. همچنین، شاعر از عشق به معشوق و وفاداری به او صحبت میکند و از دنیای مادی و طمع دوری میجوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۴ - خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
به هر درش که بخوانند بیخبر نرود ۱
طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی
ولی چگونه مگس از پی شکر نرود ۲
سواد دیده غمدیدهام به اشک مشوی
که نقش خال توام هرگز از نظر نرود ۳
ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار
چرا که بی سر زلف توام به سر نرود ۴
دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود ۵
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که آبروی شریعت بدین قدر نرود ۶
من گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود ۷
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفای عهد من از خاطرت به در نرود ۸
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود ۹
به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید
چو باشه در پی هر صید مختصر نرود ۱۰
بیار باده و اول به دست حافظ ده
به شرط آن که ز مجلس سخن به در نرود ۱۱
به هر درش که بخوانند بیخبر نرود ۱
طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی
ولی چگونه مگس از پی شکر نرود ۲
سواد دیده غمدیدهام به اشک مشوی
که نقش خال توام هرگز از نظر نرود ۳
ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار
چرا که بی سر زلف توام به سر نرود ۴
دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود ۵
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که آبروی شریعت بدین قدر نرود ۶
من گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود ۷
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفای عهد من از خاطرت به در نرود ۸
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود ۹
به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید
چو باشه در پی هر صید مختصر نرود ۱۰
بیار باده و اول به دست حافظ ده
به شرط آن که ز مجلس سخن به در نرود ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۳ - هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵ - ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.