خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از حافظ است که به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، هدایت، ضلالت، و اهمیت استفاده بهینه از عمر می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که بدون هدایت الهی، انسان به جایی نمی‌رسد و از خواننده می‌خواهد که از عمر خود به درستی استفاده کند و به بطالت نگذراند. همچنین، از خداوند طلب کمک می‌کند تا راه درست را بیابد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ضلالت و هدایت ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۲ - از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
نرود کارش و آخر به خجالت برود ۱

کاروانی که بود بدرقه‌اش حفظ خدا
به تجمل بنشیند به جلالت برود ۲

سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست
که به جایی نرسد گر به ضلالت برود ۳

کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر
حیف اوقات که یک سر به بطالت برود ۴

ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی
که غریب ار نبرد ره به دلالت برود ۵

حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است
کس ندانست که آخر به چه حالت برود ۶

حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
خوانش

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.