خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان عشق، عرفان و مفاهیم فلسفی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان راهی پرآشوب و فتنهانگیز یاد میکند و بر اهمیت صبر و درک عمیق در این مسیر تأکید میکند. همچنین، مفاهیمی مانند تواضع، گذر زمان و ناپایداری دنیا نیز در این شعر مطرح شدهاند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و فتنه نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً با افزایش سن حاصل میشود.
غزل ۲۲۱ - چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود ۱
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود ۲
شب شراب خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود ۳
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود ۴
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه این در به آفتاب رود ۵
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود ۶
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاه داریش اندر سر شراب رود ۷
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود ۸
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود ۱
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود ۲
شب شراب خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود ۳
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود ۴
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه این در به آفتاب رود ۵
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود ۶
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاه داریش اندر سر شراب رود ۷
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۰ - از دیده خون دل همه بر روی ما رود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲ - از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.