خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیبایی صورت و سیرت، عشق و تأثیر آن بر قلبها، و رنجهای درونی ناشی از عشق میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی جهانسوز یاد میکند که عقل را تحتالشعاع قرار میدهد و در نهایت، به ستایش عشق و فروغ آن میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و تأثیرات آن بر روان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۵۳ - ای صورت زیبا که به سیرت ملکستی
ای صورت زیبا که به سیرت ملکستی
بر روی زمین غیرت ماه فلکستی ۱
یارب چه سواری تو که بر غارت دلها
سرگرم ز هر گوشه پی تاز و تکستی ۲
ای کاش ببینند جراحات درونم
تا خلق بدانند که کان نمکستی ۳
عشق آمده عقل از پی بیچارهگیش رفت
وین نیست یقین تو که در عین شکستی ۴
ای شیخ که منعم کنی از جنت کویش
زین نکته توان یافت که اهل درکستی ۵
ای عشق جهان سوز درآ از در اغیار
تا یار بداند که چه مجرب محکستی ۶
نازم سرت ای شمع فروزان فروغی
زیرا که در این بزم الفوار یکستی ۷
بر روی زمین غیرت ماه فلکستی ۱
یارب چه سواری تو که بر غارت دلها
سرگرم ز هر گوشه پی تاز و تکستی ۲
ای کاش ببینند جراحات درونم
تا خلق بدانند که کان نمکستی ۳
عشق آمده عقل از پی بیچارهگیش رفت
وین نیست یقین تو که در عین شکستی ۴
ای شیخ که منعم کنی از جنت کویش
زین نکته توان یافت که اهل درکستی ۵
ای عشق جهان سوز درآ از در اغیار
تا یار بداند که چه مجرب محکستی ۶
نازم سرت ای شمع فروزان فروغی
زیرا که در این بزم الفوار یکستی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۲ - هر مرغ کز آن گلبن نو باخبرستی
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴ - کسی که دامنش آلودهٔ شرابستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.