خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی شاعرانه از معشوق با چشمان فریبنده و موهای سیاه است که عاشق را اسیر خود کرده. شاعر از جدایی و عشق نافرجام خود مینالد و زیباییهای معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند چتر موی مشکین و لشکر مژهها توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای شاعرانه و واژگان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۲۶ - مژگان مردم افکن، چشمان کافرش بین
مژگان مردم افکن، چشمان کافرش بین
هر گوشه صد مسلمان، مقتول خنجرش بین ۱
خون ستم کشان را بر خود حلال کرده
خون خواریش نظر کن، طبع ستمگرش بین ۲
با یک جهان صباحت چندین ملاحتش هست
اقلیم آن و این را یک جا مسخرش بین ۳
گر سایبان سنبل بر فرق گل ندیدی
بر سر ز جعد مشکین چتر معنبرش بین ۴
من از سیاه بختی آورده رو به دیوار
وان زلفکان زنگی بر روی انورش بین ۵
با بخت سرنگونم الفت گرفته زلفش
افسون عشق بنگر، مار نگون سرش بین ۶
تا قلب عاشقان را تسخیر خود نماید
از صف کشیده مژگان صفهای لشکرش بین ۷
گر شام تیره خواهی صبح دمیده بینی
از طرهٔ شب آسا تابنده منظرش بین ۸
جان از جدایی او تسلیم کن فروغی
امروز اگر ندیدی فردای محشرش بین ۹
هر گوشه صد مسلمان، مقتول خنجرش بین ۱
خون ستم کشان را بر خود حلال کرده
خون خواریش نظر کن، طبع ستمگرش بین ۲
با یک جهان صباحت چندین ملاحتش هست
اقلیم آن و این را یک جا مسخرش بین ۳
گر سایبان سنبل بر فرق گل ندیدی
بر سر ز جعد مشکین چتر معنبرش بین ۴
من از سیاه بختی آورده رو به دیوار
وان زلفکان زنگی بر روی انورش بین ۵
با بخت سرنگونم الفت گرفته زلفش
افسون عشق بنگر، مار نگون سرش بین ۶
تا قلب عاشقان را تسخیر خود نماید
از صف کشیده مژگان صفهای لشکرش بین ۷
گر شام تیره خواهی صبح دمیده بینی
از طرهٔ شب آسا تابنده منظرش بین ۸
جان از جدایی او تسلیم کن فروغی
امروز اگر ندیدی فردای محشرش بین ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۵ - تابش صبح بناگوشش ببین
گوهر بعدی:غزل ۴۲۷ - گر کان نمک خواهی لعل نمکینش بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.