خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از دلباختگی، اسارت در عشق، و آرزوی وصال معشوق سخن می‌گوید و تمام وجودش را وقف عشق کرده است. او حتی حاضر است برای رسیدن به معشوق هر رنجی را تحمل کند و در نهایت، عشق را تنها آرزوی خود از خدا می‌داند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و اسارت روحی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۰ - توان شناخت ز خونی که ریخت بر رویم

توان شناخت ز خونی که ریخت بر رویم
که صید زخمی آن ترک سخت بازویم ۱

امید طلعت او می‌برد به هر جایم
هوای طرهٔ او می‌کشد به هر سویم ۲

به هر چه می‌نگرم جلوهٔ تو می‌بینم
به هر که میگذارم قصهٔ تو می‌گویم ۳

مجو خلاف رضای مرا که در همه عمر
به جز مراد تو هیچ از خدا نمی‌جویم ۴

اگر چه نام برآورده‌ام به لاقیدی
ولی مقید آن حلقه‌های گیسویم ۵

به حلقه‌ای که سر زلف او دست افتد
مسلم است که مشک ختا نمی‌بویم ۶

اگر وصال میسر شود، مگر نشود
به جای پا ز پی او به فرق می‌پویم ۷

ملک به دیده کشد خاک من پس از مردن
اگر قبول کند خاک آن سر کویم ۸

مرا که شیر نکردی شکار در میدان
کنون اسیر غزالان عنبرین مویم ۹

ز مهر دوست فروغی چگونه شویم دست
مگر که دست به خون آب دیدگان شویم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۹ - خواست تا زلف پریشان تو بی‌سامانیم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱ - از بس عرق شمر نشسته‌ست به رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.