خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید. او خود را اسیر زیبایی و سحر معشوق میداند و از تأثیر عمیق این عشق بر زندگی و تقدیر خود مینویسد. ابیات پر از تصاویر شاعرانه مانند زنجیر زلف، شمشیر ابرو، و تیر دعا هستند که همگی نشاندهندهی عشق بیقرار و آتشین شاعرند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از ابیات حاوی مضامین عرفانی و احساسات پرشور هستند که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
غزل ۳۴۷ - جنون گسسته بدانسان کمند تدبیرم
جنون گسسته بدانسان کمند تدبیرم
که از سلاسل تو مستحق زنجیرم ۱
ز نور حسن تو چشم و چراغ خورشیدم
ز فر عشق تو فرمانروای تقدیرم ۲
ز سحر چشم تو شاهین پنجهٔ شاهم
ز بند زلف تو زنجیر گردن شیرم ۳
چنان به جلوه درآمد جمال صورت تو
که از کمال تحیر مثال تصویرم ۴
نشستهام به سر راه آرزو عمری
که ابروی تو نشاند به زیر شمشیرم ۵
کنون که دست تظلم زدم به دامانت
عنان کشیدی و بستی زبان تقریرم ۶
ز فرق تا قدم از سوز عشق ناله شدم
ولی نبود در آن دل مجال تاثیرم ۷
سحر کمان دعا را به یکدگر شکنم
خدا نکرده گر امشب خطا رود تیرم ۸
به قاتلی سر و کارم فتاد در مستی
که تیغ میکشد و میکشد ز تاخیرم ۹
شراب داد ولیکن نخفت در بزمم
خراب ساخت ولیکن نکرد تعمیرم ۱۰
طلای احمر اگر خاک را کنم نه عجب
که من ز تربیت عشق کان اکسیرم ۱۱
مگر که خواجه فروغی ز بنده در گذرد
و گر نه صاحب چندین هزار تقصیرم ۱۲
که از سلاسل تو مستحق زنجیرم ۱
ز نور حسن تو چشم و چراغ خورشیدم
ز فر عشق تو فرمانروای تقدیرم ۲
ز سحر چشم تو شاهین پنجهٔ شاهم
ز بند زلف تو زنجیر گردن شیرم ۳
چنان به جلوه درآمد جمال صورت تو
که از کمال تحیر مثال تصویرم ۴
نشستهام به سر راه آرزو عمری
که ابروی تو نشاند به زیر شمشیرم ۵
کنون که دست تظلم زدم به دامانت
عنان کشیدی و بستی زبان تقریرم ۶
ز فرق تا قدم از سوز عشق ناله شدم
ولی نبود در آن دل مجال تاثیرم ۷
سحر کمان دعا را به یکدگر شکنم
خدا نکرده گر امشب خطا رود تیرم ۸
به قاتلی سر و کارم فتاد در مستی
که تیغ میکشد و میکشد ز تاخیرم ۹
شراب داد ولیکن نخفت در بزمم
خراب ساخت ولیکن نکرد تعمیرم ۱۰
طلای احمر اگر خاک را کنم نه عجب
که من ز تربیت عشق کان اکسیرم ۱۱
مگر که خواجه فروغی ز بنده در گذرد
و گر نه صاحب چندین هزار تقصیرم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - عشق بگسست چنان سلسله تدبیرم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.