این شعر حافظ بیانگر تجربیات و تفکرات شاعر درباره زندگی، عشق، دانش و معنویت است. او از دوران جوانی و میگساری خود یاد میکند و به نقش پیر مغان و تأثیر او در زیباییبخشی به اعمالش اشاره میکند. حافظ همچنین از عشق و درد محبت سخن میگوید و به بینش عمیق خود در مورد زندگی و جهان اشاره میکند. در نهایت، او به پاکی قلب خود و بینش نهانبینانهاش نسبت به عیوب دیگران اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی، فلسفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند میگساری و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد.
غزل ۲۰۳ - سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
رونق میکده از درس و دعای ما بود ۱
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان
هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود ۲
دفتر دانش ما جمله بشویید به می
که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود ۳
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل
کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود ۴
دل چو پرگار به هر سو دورانی میکرد
و اندر آن دایره ی سرگشته پابرجا بود ۵
مطرب از درد محبت عملی میپرداخت
که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود ۶
میشکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی
بر سرم سایه ی آن سرو سهی بالا بود ۷
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان
رخصت خبث نداد ار نه حکایتها بود ۸
قلب اندوده ی حافظ بر او خرج نشد
کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.