خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند وفاداری، صبر در عشق، و ستایش معشوق میپردازد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و اخلاقی مانند پرهیز از کارهای ناشایست و ارزش عشق حقیقی دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اخلاقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۲۶۶ - گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
مرد باید نزند دست به کاری که نباید ۱
چون بگیرند پراکنده دلان زلف بتان را
من سر زلف تو گیرم، اگر از دست برآید ۲
گر گذارش به سر زلف دوتای تو نیفتد
کاروان سحر از هر طرفی مشک نساید ۳
گر بدین پستهٔ خندان گذری در شکرستان
پس از این طوطی خوش لهجه، شکر هیچ نخاید ۴
گر گشاید گره از کار فرو بستهٔ دلها
شانهگر زلف گرهگیر تو از هم نگشاید ۵
من به جز روی دلآرای تو آیینه ندیدم
که ز آیینهٔ دل گرد کدورت بزداید ۶
ترسم این باده که دور از لب میگون تو خوردم
مستیم هیچ نبخشاید و شادی نفزاید ۷
پیشهٔ من شده در میکدهها شیشه کشیدن
تا از این پیشه چه پیش آید و این شیشه چه زاید ۸
هر چه معشوق کند عین عنایت بود اما
بیش ازین جور به عشاق جگر خسته نشاید ۹
شادباش ار دهدت وعدهٔ دیدار به محشر
در سر وعده اگر وعدهٔ دیگر ننماید ۱۰
لایق بزم شهنشه نشود بزم فروغی
تا ز سودای غزالان غزلی خوش نسراید ۱۱
ناصردین شه منصور که در معرکه، تیغش
جان دشمن بستاند، سر اعداد برباید ۱۲
مرد باید نزند دست به کاری که نباید ۱
چون بگیرند پراکنده دلان زلف بتان را
من سر زلف تو گیرم، اگر از دست برآید ۲
گر گذارش به سر زلف دوتای تو نیفتد
کاروان سحر از هر طرفی مشک نساید ۳
گر بدین پستهٔ خندان گذری در شکرستان
پس از این طوطی خوش لهجه، شکر هیچ نخاید ۴
گر گشاید گره از کار فرو بستهٔ دلها
شانهگر زلف گرهگیر تو از هم نگشاید ۵
من به جز روی دلآرای تو آیینه ندیدم
که ز آیینهٔ دل گرد کدورت بزداید ۶
ترسم این باده که دور از لب میگون تو خوردم
مستیم هیچ نبخشاید و شادی نفزاید ۷
پیشهٔ من شده در میکدهها شیشه کشیدن
تا از این پیشه چه پیش آید و این شیشه چه زاید ۸
هر چه معشوق کند عین عنایت بود اما
بیش ازین جور به عشاق جگر خسته نشاید ۹
شادباش ار دهدت وعدهٔ دیدار به محشر
در سر وعده اگر وعدهٔ دیگر ننماید ۱۰
لایق بزم شهنشه نشود بزم فروغی
تا ز سودای غزالان غزلی خوش نسراید ۱۱
ناصردین شه منصور که در معرکه، تیغش
جان دشمن بستاند، سر اعداد برباید ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۵ - دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید
گوهر بعدی:غزل ۲۶۷ - به امیدی که وفا خواهم دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.