خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق، عشق و دلباختگی است. شاعر از بیقراری دل، اسیر بودن در دام عشق، و ناپایداری دنیا سخن میگوید. همچنین، تأکید بر اهمیت نام نیک و انجام کارهای خیر دارد و از ریا و تظاهر در مسیر عشق و معنویت دوری میجوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۱ - هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند
هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند
نازم این حلقه کزو هیچ دل آرام نماند ۱
بس که مرغ دلم از ذوق اسیری پر زد
غیر مشتی پر ازو در شکن دام نماند ۲
سروقدی دلم از طرز خرامیدن برد
که مرا در پی او قوت رفتار نماند ۳
گر بت من ز در دیر درآید سرمست
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند ۴
نام نیک ار طلبی گرد خرابات مگرد
که در این کوچه کسی نیست که بدنام نماند ۵
جهد کن تا اثر خیر تو ماند باقی
که درین میکده جم را به جز از جام نماند ۶
خلوت خاص تو مخصوص دل خاصان است
خاصه وقتی که در آن رهگذر عام نماند ۷
آن چنان آتش سودای تو افروخته شد
که دل سوختهام در طمع خام نماند ۸
با وجود تو لب و چشم نظربازان را
هوس شکر و اندیشهٔ بادام نماند ۹
فصل گل فارغی از عیش فروغی تا چند
در پی شاهد و می کوش که ایام نماند ۱۰
نازم این حلقه کزو هیچ دل آرام نماند ۱
بس که مرغ دلم از ذوق اسیری پر زد
غیر مشتی پر ازو در شکن دام نماند ۲
سروقدی دلم از طرز خرامیدن برد
که مرا در پی او قوت رفتار نماند ۳
گر بت من ز در دیر درآید سرمست
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند ۴
نام نیک ار طلبی گرد خرابات مگرد
که در این کوچه کسی نیست که بدنام نماند ۵
جهد کن تا اثر خیر تو ماند باقی
که درین میکده جم را به جز از جام نماند ۶
خلوت خاص تو مخصوص دل خاصان است
خاصه وقتی که در آن رهگذر عام نماند ۷
آن چنان آتش سودای تو افروخته شد
که دل سوختهام در طمع خام نماند ۸
با وجود تو لب و چشم نظربازان را
هوس شکر و اندیشهٔ بادام نماند ۹
فصل گل فارغی از عیش فروغی تا چند
در پی شاهد و می کوش که ایام نماند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - با وجود نگه مست تو هشیار نماند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - تا حریفان بر در میخانه ماوا کردهاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.