خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، مستی، هجران و رنجهای عشق سخن میگوید. او از بیقراری عاشق، ناپایداری دنیا، و تسلیم شدن در برابر معشوق صحبت میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند شهادت، رزم، و بزم دارد که نشاندهندهی جنبههای مختلف تجربهی عشق است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهادت و رنج عشق ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
غزل ۲۱۰ - با وجود نگه مست تو هشیار نماند
با وجود نگه مست تو هشیار نماند
پس از این ساقی خود باش که دیار نماند ۱
در خور دولت بیدار نگردد هرگز
آن که شب تا سحر از عشق تو بیدار نماند ۲
زنیهار از تو که هنگام شهادت ما را
زیر تیغت به زبان حالت زنهار نماند ۳
بس که آلوده شد از خون خریدارانت
مشت خاکی به سر کوچه و بازار نماند ۴
چه نشاطی است ندانم سر سودای تو را
که به بازار غمت جای خریدار نماند ۵
کو اسیری که از آن طره به زنجیر نرفت
کو شکاری که در این حلقه گرفتار نماند ۶
عشق مردانه به رزم آمد و تدبیر گریخت
یار بیپرده به بزم آمد و اغیار نماند ۷
خستهام کرد چنان در محبت که طبیب
تا خبردار شد از هستیم آثار نماند ۸
تا صبا دم زده از طره مشکافشانش
مشک خون ناشده در طبلهٔ عطار نماند ۹
گردشی دیدم از آن چشم فروغی که مرا
هیچ حاجت به در خانهٔ خمار نماند ۱۰
پس از این ساقی خود باش که دیار نماند ۱
در خور دولت بیدار نگردد هرگز
آن که شب تا سحر از عشق تو بیدار نماند ۲
زنیهار از تو که هنگام شهادت ما را
زیر تیغت به زبان حالت زنهار نماند ۳
بس که آلوده شد از خون خریدارانت
مشت خاکی به سر کوچه و بازار نماند ۴
چه نشاطی است ندانم سر سودای تو را
که به بازار غمت جای خریدار نماند ۵
کو اسیری که از آن طره به زنجیر نرفت
کو شکاری که در این حلقه گرفتار نماند ۶
عشق مردانه به رزم آمد و تدبیر گریخت
یار بیپرده به بزم آمد و اغیار نماند ۷
خستهام کرد چنان در محبت که طبیب
تا خبردار شد از هستیم آثار نماند ۸
تا صبا دم زده از طره مشکافشانش
مشک خون ناشده در طبلهٔ عطار نماند ۹
گردشی دیدم از آن چشم فروغی که مرا
هیچ حاجت به در خانهٔ خمار نماند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۹ - گر بدین گونه سر زلف تو افشان ماند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱ - هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.