خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و ستایش معشوق و درخواست رحمت و لطف از اوست. شاعر از عشق و محبت معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوق با یاد کردن از او، دلش را شاد کند. همچنین، شاعر از لطف و رحمت الهی درخواست می‌کند و امیدوار است که به مقصود خود برسد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۰ - کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند ۱

قاصد منزل سلمی که سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند ۲

امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند
گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند ۳

یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند ۴

شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند ۵

حالیا عشوه ی ناز تو ز بنیادم برد
تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند ۶

گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند ۷

ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - طایر دولت اگر باز گذاری بکند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.