خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق، حسرت دیدار معشوق، و رنج‌های ناشی از این عشق سخن می‌گوید. او از گذشت زمان بدون دیدار یار، ناتوانی در فراموشی معشوق، و تأثیر عمیق این عشق بر زندگی خود می‌نویسد.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دلت خون نکند' و 'کشی در خونم' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۸ - دی چو تیر از برم آن ترک کمان دار گذشت

دی چو تیر از برم آن ترک کمان دار گذشت
تا خبردار شدم کار دل از کار گذشت ۱

با وجودی که نه شب دیده‌ام او را و نه روز
شب و روزم همه در حسرت دیدار گذشت ۲

چه نگه بود که دل از کف عشاق ربود
چه بلا بود که بر مردم هشیار گذشت ۳

گر صفای می ناب و رخ ساقی این است
کس نیارد ز در خانه خمار گذشت ۴

تا دلت خون نکند لاله رخی کی دانی
که چه‌ها بر سرم از دیدهٔ خون‌بار گذشت ۵

قامت شاخ گل از بار خجالت خم شد
هر گه آن سرو خرامنده به گل‌زار گذشت ۶

عاشقان رخ آن تازه جوان پیر شدند
وقت آزادی مرغان گرفتار گذشت ۷

طالع خفته‌ام از خواب برآمد وقتی
که به سر وقت من آن دولت بیدار گذشت ۸

من که از سلطنت امکان گذشتن دارم
نتوان ز گدایی در یار گذشت ۹

گر به یک لحظه دو صد بار کشی در خونم
ممکنم نیست ز عشق تو به یک بار گذشت ۱۰

عشقت از چار طرف بست ره چارهٔ ما
که میسر نشود از تو به ناچار گذشت ۱۱

چه کنم گر نکنم صبر فروغی در عشق
گر نیارد دلم از صحبت دلدار گذشت ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.