خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و مدحی، ترکیبی از توصیف معشوق، عشق و زیبایی‌های طبیعت همراه با ستایش از پادشاه (ملک ناصر دین) است. شاعر از عید و شادی آن سخن می‌گوید، اما بیشتر به توصیف معشوق و زیبایی‌های او مانند زلف و رخسارش می‌پردازد. همچنین، بخشی از شعر به مدح پادشاه و قدرت و بخشندگی او اختصاص یافته است.

متن شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعاره‌های ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۹۵ - یا رب این عید همایون چه مبارک عید است

یا رب این عید همایون چه مبارک عید است
که بدین واسطه دل دست بتان بوسیده‌ست ۱

گرنه آن ترک سپاهی سر غوغا دارد
پس چرا از گرهٔ زلف زره پوشیده‌ست ۲

شاخی از سرو خرامندهٔ او شمشادست
عکسی از عارض رخشندهٔ او خورشیدست ۳

نگه سیر بر آن روی نکو نتوان کرد
بس که از خوی بدش چشم دلم ترسیده‌ست ۴

دوش در بزم صفا تنگ دهان تو چه گفت
که از آن خاطر هر تنگ‌دلی رنجیده‌ست ۵

مطرب از گوشهٔ چشمت چه نوایی سر کرد
که به هر گوشه بسی کشته به خون غلطیده‌ست ۶

تنگ شد در شکرستان دل طوطی گویا
دهن تنگ تو بر تنگ شکر خندیده‌ست ۷

دل یک سلسله دیوانه به خود می‌پیچد
تا که بر گردنت آن مار سیه پیچیده‌ست ۸

حلقهٔ زلف تو را دست صبا نگرفته است
ذکر سودای تو را گوش کسی نشنیده‌ست ۹

با وجود تو نمانده است امیدی ما را
که رخ خوب تو دیباچهٔ هر امیدست ۱۰

عید فرخندهٔ عشاق به تحقیق تویی
که سحرگه نظرت منظر سلطان دیده‌ست ۱۱

انبساط دل آفاق ملک ناصر دین
که بساط فلک از بهر نشاطش چیده‌ست ۱۲

آن که از بخت جوان تا به سر تخت نشست
خاک پایش ز شرف تاج سر جمشیدست ۱۳

تیغ او روز وغا گردن خصم افکنده‌ست
دست او گاه سخا مخزن زر پاشیده‌ست ۱۴

آفتاب فلک جود فروغی شاه است
که فروغش به همه روی زمنی تابیده‌ست ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۴ - مرا زمانه در آن آستانه جا داده‌ست
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - هر دم ای گل از تو در گلشن فغان تازه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.