خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و جهان‌بینی شاعر را در قبال تقدیر و هستی بیان می‌کند. شاعر از دیدار معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود می‌گوید و به وحدت وجود و حضور معشوق در همه جا اشاره می‌کند. همچنین، از درد عشق و سوختگی دل سخن می‌راند و در نهایت، شکرگزار این عشق و زیبایی است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۷۱ - تا خانهٔ تقدیر بساط چمن آراست

تا خانهٔ تقدیر بساط چمن آراست
نشنید کس از سروقدان یک سخن راست ۱

هر جا گذری اشک من از دیده پدیدار
هر سو نگری روی وی از پرده هویداست ۲

ماییم و جهانی که نه بیم است و نه امید
ماییم و نگاری که نه زیر است و نه بالاست ۳

ماییم و نشاطی که نه پیدا و نه پنهان
ماییم و بساطی که نه جام است و نه میناست ۴

در پردهٔ تحقیق نه نور است و نه ظلمت
در عالم توحید نه امروز و نه فرداست ۵

در دیر و حرم نور رخش جلوه کنان است
نازم صنمی را که هم این جا و هم آنجاست ۶

چشم من دل سوخته سرچشمهٔ خون شد
کاش آن رخ رخشنده نه می‌دید و نه می‌خواست ۷

هم با سگ کوی تو شهان را دل الفت
هم با خم موی تو جهان را سر سوداست ۸

هم شیفتهٔ حسن تو صد واله بی دل
هم سوختهٔ عشق تو صد عاشق شیداست ۹

هم نسخهٔ لطف از تن سیمین تو ظاهر
هم آیت جور از دل سنگین تو پیداست ۱۰

المنة لله که همه بزم فروغی
دل‌بند و دل‌آویز و دل‌آرام و دل‌آراست ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۰ - از دل سخت تو کز سنگ سیه سخت‌تر است
گوهر بعدی:غزل ۷۲ - ترک چشمش که مست و مخمور است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.