خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق و همچنین نگرش فلسفی به زندگی و زمانه است. شاعر از درد عشق، زیبایی معشوق، و بی‌اعتنایی به دنیا سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا، مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه را بیان می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴ - آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما

آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما
آماده شد بلای دل دردمند ما ۱

ما مهر از آن پسر سر مویی نمی‌بریم
برند اگر به خنجر کین بندبند ما ۲

تا چشم خود به دورهٔ ساقی گشاده‌ایم
دور زمانه چشم ببست از گزند ما ۳

گفتم که نوش‌داروی عشاق خسته چیست
گفتا تبسمی ز لب نوش‌خند ما ۴

شیرین لبان به خون دل خود تپیده‌اند
در صیدگاه خسرو گل‌گون سمند ما ۵

تسبیح شیخ حلقهٔ زنار می‌شود
گر جلوه‌گر شود بت مشکین کمند ما ۶

یا رب مباد چشم بد آن چشم مست را
کز دست برد هوش دل هوشمند ما ۷

از چشم روزگار ستانیم داد خویش
گر دانه‌های خاک تو گردد سپند ما ۸

بگشا به خنده غنچه میگون خویش را
تا مدعی خموش نشیند ز پندما ۹

ما را پسند کرده فروغی ز بهر جود
تا شد پسند خاطر مشکل پسند ما ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - تا به مستی نرسد بر لب ساقی لب ما
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - چون خاک می‌شود به رهت جان پاک ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.