خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عرفانی و عاشقانه است. شاعر از رسیدن پیام‌های بشارت‌آمیز و اشارات عرفانی سخن می‌گوید و از نیاز به پاکسازی روح و دل برای رسیدن به سعادت و عمارت دل سخن می‌راند. همچنین، او از زیبایی و جذابیت معشوق و نیاز به حفظ ایمان در برابر جادوی او یاد می‌کند. در پایان، شاعر از لزوم استفاده از فرصت‌ها و زمان‌های مناسب برای رسیدن به سعادت و تجارت معنوی سخن می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حفظ ایمان در برابر جذابیت‌های دنیوی و استفاده از فرصت‌ها برای رسیدن به سعادت، نیاز به درک و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۱ - دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد ۱

خاک وجود ما را از آب دیده گل کن
ویران سرای دل را گاه عمارت آمد ۲

این شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد ۳

عیبم بپوش زنهار ای خرقه ی می آلود
کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد ۴

امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان
کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد ۵

بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است
همت نگر که موری با آن حقارت آمد ۶

از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار
کان جادوی کمان کش بر عزم غارت آمد ۷

آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه
کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد ۸

دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب
هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - عشق تو نهال حیرت آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.