خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق شدید و دردناک سخن می‌گوید. شاعر از عشق به معشوق، رنج‌های ناشی از آن، و بی‌قراری خود می‌نالد. او از ناصحان می‌خواهد که از سرزنش او دست بردارند، چرا که عشقش پایدار و بی‌قید و شرط است. شاعر حتی مرگ را به جان می‌خرد تا در راه عشق بماند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳ - به جان تا شوق جانان است ما را

به جان تا شوق جانان است ما را
چه آتش‌ها که بر جان است ما را ۱

بلای سختی و برگشته بختی
از آن برگشته مژگان است ما را ۲

از آن آلوده دامانیم در عشق
که خون دل به دامان است ما را ۳

حدیث زلف جانان در میان است
سخن زان رو پریشان است ما را ۴

چنان از درد خوبان زار گشتیم
که بیزاری ز درمان است ما را ۵

ز ما ای ناصح فرزانه بگذر
که با پیمانه پیمان است ما را ۶

ز بس خو با خیال او گرفتیم
وصال و هجر یکسان است ما را ۷

سر کوی نگاری جان سپردیم
که خاکش آب حیوان است ما را ۸

شبی بی روی آن مه روز کردن
برون از حد امکان است ما را ۹

گریبان تو تا از دست دادیم
اجل دست و گریبان است ما را ۱۰

به غیر از مشکل عشقش فروغی
چه مشکل‌ها که آسان است ما را ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲ - تا اختیار کردم سر منزل رضا را
گوهر بعدی:غزل ۴ - در خلوتی که ره نیست پیغمبر صبا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.