خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این غزل عاشقانه از سیف فرغانی، پیامهای عاشقانه و دلتنگیهای شاعر را به یارش میرساند. شاعر از صبا (باد) میخواهد که پیامهایش را به معشوق برساند، از رنجهایش بگوید و احساساتش را بیان کند. او از عشق، دوری و امید به وصال سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۹۵ - ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو
ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو
خبری از من دلداده به دلدار بگو ۱
از رسانیدن پیغام رهی عار مدار
به گلستان چو درآیی سخن خار بگو ۲
چون به حضرت رسی امسال، بدان راحت جان
آنچه از رنج رسیدست به من پار، بگو ۳
ور به قانون ادب بر در او ره یابی
با شفا یک دو سخن از من بیمار بگو ۴
خبر آدم سرگشته به رضوان برسان
قصهٔ بلبل شوریده به گلزار بگو ۵
چون بدان خسرو شیرین ملاحت برسی
بیتکی چندش ازین مخزن اسرار بگو ۶
غزلی کز من گوینده سماعت باشد
به اصولی که در آن طبع کند کار بگو ۷
ور بپرسد که به رویم نگرانی دارد
شعف بنده بدان طلعت و دیدار بگو ۸
خادمانی که در آن پردهٔ عزت باشند
در اگر بر تو ببندند ز دیوار بگو ۹
ور بدانی که دوم بار نیابی فرصت
وقت اگر دست دهد جمله به یک بار بگو ۱۰
کای ازو روی نهان کرده چو اصحاب الکهف!
او سگ تست مرانش ز در غار بگو ۱۱
سیف فرغانی بی روی تو تا کی گوید
ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو ۱۲
خبری از من دلداده به دلدار بگو ۱
از رسانیدن پیغام رهی عار مدار
به گلستان چو درآیی سخن خار بگو ۲
چون به حضرت رسی امسال، بدان راحت جان
آنچه از رنج رسیدست به من پار، بگو ۳
ور به قانون ادب بر در او ره یابی
با شفا یک دو سخن از من بیمار بگو ۴
خبر آدم سرگشته به رضوان برسان
قصهٔ بلبل شوریده به گلزار بگو ۵
چون بدان خسرو شیرین ملاحت برسی
بیتکی چندش ازین مخزن اسرار بگو ۶
غزلی کز من گوینده سماعت باشد
به اصولی که در آن طبع کند کار بگو ۷
ور بپرسد که به رویم نگرانی دارد
شعف بنده بدان طلعت و دیدار بگو ۸
خادمانی که در آن پردهٔ عزت باشند
در اگر بر تو ببندند ز دیوار بگو ۹
ور بدانی که دوم بار نیابی فرصت
وقت اگر دست دهد جمله به یک بار بگو ۱۰
کای ازو روی نهان کرده چو اصحاب الکهف!
او سگ تست مرانش ز در غار بگو ۱۱
سیف فرغانی بی روی تو تا کی گوید
ای صبا قصهٔ عشاق بر یار بگو ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴ - چو هیچ مینکنی التفات با ما تو
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - ای رقعهٔ حسن را رخت شاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.