خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیبایی بینظیر معشوق، عشق عمیق خود و درد دوری از او سخن میگوید. همچنین، از بیتوجهی معشوق و سنگدلی او شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
غزل ۲۹ - نور رخ تو قمر ندارد
نور رخ تو قمر ندارد
ذوق لب تو شکر ندارد ۱
در دور تو مادر زمانه
مانند تو یک پسر ندارد ۲
بیبهره ز دولت غم تو
از محنت ما خبر ندارد ۳
آن کس که چو من به روی خوبت
دل میندهد مگر ندارد ۴
دلدادهٔ صورت تو ای دوست
جان را ز تو دوستر ندارد؟! ۵
جانا دل تو چو روزگار است
کن را که فگند بر ندارد ۶
در سنگ اثر کند فغانم
وندر دل تو اثر ندارد ۷
مگذار به دیگران کسی را
کو جز تو کسی دگر ندارد ۸
از خون جگر کسی به جز سیف
در عشق تو دیده تر ندارد ۹
ذوق لب تو شکر ندارد ۱
در دور تو مادر زمانه
مانند تو یک پسر ندارد ۲
بیبهره ز دولت غم تو
از محنت ما خبر ندارد ۳
آن کس که چو من به روی خوبت
دل میندهد مگر ندارد ۴
دلدادهٔ صورت تو ای دوست
جان را ز تو دوستر ندارد؟! ۵
جانا دل تو چو روزگار است
کن را که فگند بر ندارد ۶
در سنگ اثر کند فغانم
وندر دل تو اثر ندارد ۷
مگذار به دیگران کسی را
کو جز تو کسی دگر ندارد ۸
از خون جگر کسی به جز سیف
در عشق تو دیده تر ندارد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸ - نگارا دل همی خواهد که عشقت را نهان دارد
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.