خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نسیم صبا و بشارتهای آن سخن میگوید. او از پایان یافتن روزهای غم و محنت خبر میدهد و به نوید طلوع صبح و شادی اشاره میکند. همچنین، شاعر از عشق و زیبایی معشوق و همراهی بخت در سفر به شیراز سخن میگوید. در پایان، او از التجا به درگاه شاه و رساندن پرچم منصور به فلک یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۴۷ - نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد ۱
به مطربان صبوحی دهیم جامه ی چاک
بدین نوید که باد سحرگهی آورد ۲
بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان
در این جهان ز برای دل رهی آورد ۳
همیرویم به شیراز با عنایت بخت
زهی رفیق که بختم به همرهی آورد ۴
به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد
بسا شکست که با افسر شهی آورد ۵
چه نالهها که رسید از دلم به خرمن ماه
چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد ۶
رساند رایت منصور بر فلک حافظ
که التجا به جناب شهنشهی آورد ۷
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد ۱
به مطربان صبوحی دهیم جامه ی چاک
بدین نوید که باد سحرگهی آورد ۲
بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان
در این جهان ز برای دل رهی آورد ۳
همیرویم به شیراز با عنایت بخت
زهی رفیق که بختم به همرهی آورد ۴
به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد
بسا شکست که با افسر شهی آورد ۵
چه نالهها که رسید از دلم به خرمن ماه
چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد ۶
رساند رایت منصور بر فلک حافظ
که التجا به جناب شهنشهی آورد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۶ - صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸ - یارم چو قدح به دست گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.