خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و بدبختی خود میگوید و بیان میکند که هرگز روزی سفید و روشن را تجربه نکرده است. حتی زمانی که قاصد نوید وصل میدهد، او در حیرت از بخت بد خود است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
مستزاد
هرگز نرسیدهام من سوخته جان،
روزی به امید ۱
وز بخت سیه ندیدهام، هیچ زمان،
یک روز سفید ۲
قاصد چو نوید وصل با من میگفت،
آهسته بگفت ۳
در حیرتم از بخت بد خود که چه سان؟
این حرف شنید ۴
روزی به امید ۱
وز بخت سیه ندیدهام، هیچ زمان،
یک روز سفید ۲
قاصد چو نوید وصل با من میگفت،
آهسته بگفت ۳
در حیرتم از بخت بد خود که چه سان؟
این حرف شنید ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مخمس
بعدی:نان و حلوا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.