خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از درد فراق و نگاه معشوق به عنوان عاملی که قلبش را می‌سوزاند، یاد می‌کند. شاعر از زیبایی‌های طبیعت مانند ماه، خورشید و سرو برای توصیف معشوق استفاده می‌کند و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و گاهی ویرانگر یاد می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم و اصطلاحات به کار رفته در شعر نیاز به دانش ادبی و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۴ - آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد ۱

از سر کشته خود می‌گذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد ۲

ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد ۳

چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد ۴

غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد ۵

آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد ۶

چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد ۷

جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد ۸

کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۳ - مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵ - شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.