خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به زیبایی‌های عشق، سعادت، و دولت می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان حریمی بالاتر از عقل یاد می‌کند و از زیبایی‌های معشوق و قدرت عشق سخن می‌گوید. همچنین، به اهمیت قدرتمندی و توانایی در زندگی اشاره می‌کند و از مستمندان و دعای آنان یاد می‌کند. در نهایت، شاعر از عشق خود به معشوق و فروتنی در برابر او سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۱ - هر آن که خاطر مجموع و یار نازنین دارد

هر آن که خاطر مجموع و یار نازنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد ۱

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد ۲

دهان تنگ شیرینش مگر ملک سلیمان است
که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد ۳

لب لعل و خط مشکین چو آنش هست و اینش هست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد ۴

به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را
که صدر مجلس عشرت گدای رهنشین دارد ۵

چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان
که دوران ناتوانی‌ها بسی زیر زمین دارد ۶

بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است
که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد ۷

صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان
که صد جمشید و کیخسرو غلام کمترین دارد ۸

و گر گوید نمی‌خواهم چو حافظ عاشق مفلس
بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.