هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، عشق و شیفتگی به معشوق را توصیف می‌کند. شاعر از زیبایی‌های معشوق، مانند زلف سیاه و روی ماه‌گونه‌اش سخن می‌گوید و عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند و نجات‌بخش می‌ستاید. همچنین، شاعر از ناتوانی خود در برابر جذبه‌های عشق و بی‌توجهی به صلاح و تقوا سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۹۸ - اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
صلاحِ ما همه آن است کآن تو راست صلاح ۱

سوادِ زلفِ سیاهِ تو جاعِلُ الظُّلُمات
بَیاضِ رویِ چو ماهِ تو، فالِقُ الأصباح ۲

ز چینِ زلفِ کمندت کسی نیافت خلاص
از آن کمانچهٔ ابرو و تیرِ چشم، نَجاح ۳

ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان
که آشنا نکند در میان آن، مَلّاح ۴

لبِ چو آبِ حیاتِ تو هست قُوَّتِ جان
وجودِ خاکیِ ما را از اوست ذکرِ رَواح ۵

بداد لعلِ لبت بوسه‌ای به صد زاری
گرفت کام دلم زو به صد هزار اِلحاح ۶

دعای جانِ تو وردِ زبان مشتاقان
همیشه تا که بُوَد متّصل مَسا و صَباح ۷

صَلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۶۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۷ - تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - دل من در هوای روی فرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.