خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف عشق و ستایش معشوق با ویژگیهای بلندقدی و رعنایی میپردازد. شاعر از جذابیتهای معشوق مانند خندهاش، حرکات زیبا و تأثیر عمیق او بر خود سخن میگوید. همچنین به درد عشق و دشواریهای آن اشاره میکند و از حسادت دیگران و نیاز به محافظت از معشوق میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین استفاده از استعارههای ادبی و زبان شعری نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
غزل ۵۲۰ - ای گردن بلند قدان در کمند تو
ای گردن بلند قدان در کمند تو
رعنائی آفریده قد بلند تو ۱
بر صرصری سوار وز دل میبرد قرار
طرز گران خرامی رعنا سمند تو ۲
خوش نرخ خندهٔ تو به بازار آرزو
افکنده در مزاد لب نوشخند تو ۳
من چون کنم که طور بد ناپسند من
گردد پسند خاطر مشکل پسند تو ۴
چندم فتاده بینی و گوئی که کیست این
بیمار تو شکسته تو دردمند تو ۵
دردت مباد و باد بر آتش سپندوار
چشم حسود از پی دفع گزند تو ۶
قتلش رواست گر همه صید حرم بود
آن صید کاضطراب کند در کمند تو ۷
باید که به نواخت ز صید گریزپای
آن صید به که دست دهد خود به بند تو ۸
پای گریز محتشم از دور بسته است
عشق دراز سلسلهٔ صید پند تو ۹
رعنائی آفریده قد بلند تو ۱
بر صرصری سوار وز دل میبرد قرار
طرز گران خرامی رعنا سمند تو ۲
خوش نرخ خندهٔ تو به بازار آرزو
افکنده در مزاد لب نوشخند تو ۳
من چون کنم که طور بد ناپسند من
گردد پسند خاطر مشکل پسند تو ۴
چندم فتاده بینی و گوئی که کیست این
بیمار تو شکسته تو دردمند تو ۵
دردت مباد و باد بر آتش سپندوار
چشم حسود از پی دفع گزند تو ۶
قتلش رواست گر همه صید حرم بود
آن صید کاضطراب کند در کمند تو ۷
باید که به نواخت ز صید گریزپای
آن صید به که دست دهد خود به بند تو ۸
پای گریز محتشم از دور بسته است
عشق دراز سلسلهٔ صید پند تو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۹ - رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
گوهر بعدی:غزل ۵۲۱ - صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.