خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه و عارفانه، از عشق و مستی و بندگی در برابر معشوق سخن میگوید. او با بیان احساسات خود، از بوسیدن دست و پای معشوق، تسلیم در برابر او، و عشق بیقید و شرط خود میگوید. همچنین، از آرزوی نزدیکی به معشوق و تحمل رنجهای عشق سخن میراند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مستی' و 'بدمستی' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۴۲۴ - به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
به این تقریب شاید دست آن کان حیا بوسم ۱
دهم در خیل مستان تن به بدمستی که هر ساعت
روم خواهی نخواهی دست آن شوخ بلا بوسم ۲
چو جنگ آغازد آن بدخو نیاید بر زمین پایم
ازین شادی که دستش در دم صلح و صفا بوسم ۳
خون آن مستی که او خنجر کشد من چون گنهکاران
گهش قربان شوم از عجز و گاهی دست و پا بوسم ۴
زمین بوس در آن را گر نیم لایق اجازت ده
که از بیرون دردیوار آن دولت سرا بوسم ۵
دهندم تا ز ماوای سگ کویت نشان تا کی
سر بیگانه گردم خاک پای آشنا بوسم ۶
کبوتر نامه ز آن دلبر چو آرد محتشم شاید
کنم پرواز اگر چون مرغ و بالش در هوا بوسم ۷
به این تقریب شاید دست آن کان حیا بوسم ۱
دهم در خیل مستان تن به بدمستی که هر ساعت
روم خواهی نخواهی دست آن شوخ بلا بوسم ۲
چو جنگ آغازد آن بدخو نیاید بر زمین پایم
ازین شادی که دستش در دم صلح و صفا بوسم ۳
خون آن مستی که او خنجر کشد من چون گنهکاران
گهش قربان شوم از عجز و گاهی دست و پا بوسم ۴
زمین بوس در آن را گر نیم لایق اجازت ده
که از بیرون دردیوار آن دولت سرا بوسم ۵
دهندم تا ز ماوای سگ کویت نشان تا کی
سر بیگانه گردم خاک پای آشنا بوسم ۶
کبوتر نامه ز آن دلبر چو آرد محتشم شاید
کنم پرواز اگر چون مرغ و بالش در هوا بوسم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۳ - من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
گوهر بعدی:غزل ۴۲۵ - ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.