خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در خواب، معشوقهای با اندامی سیمگون و لطیف میبیند که حضور او تاریکی شب را با نور ماهرویش روشن میکند. توصیفهای شاعر از معشوقه، زیبایی و تأثیر او را با تصاویری مانند برگ خزان در آب، چراغ چشم بیداران، و آب حیات نشان میدهد. شاعر احساس میکند که حضور معشوقه، جهان اطرافش را پر از طراوت و زندگی میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و تصاویر شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل زیباییشناسی و احساسات بیانشده نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۴۱۳ - شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدم
شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدم
تن خود را عیان از رعشه چون سیماب میدیدم ۱
در آن تاریکی شب از فروغ ماه روی او
ز روزن رفته بیرون شعله مهتاب میدیدم ۲
نمیدیدم تنش را از لطافت لیک روی خود
در آن آئینه چون برگ خزان در آب میدیدم ۳
چه تابان کوکبی بود آن چراغ چشم بیداران
که شمع ماه را در جنب او بی تاب میدیدم ۴
همانا آب حیوان بود جسم نازنین او
که باغ حسن را از وی طراوت یاب میدیدم ۵
تن سیمین او تا بود غلطان در کنار من
کنار خویشتن را پر ز سیم ناب میدیدم ۶
در درج سخن را محتشم زین بیشتر مگشا
که یار این است گفتن آن چه من در خواب میدیدم ۷
تن خود را عیان از رعشه چون سیماب میدیدم ۱
در آن تاریکی شب از فروغ ماه روی او
ز روزن رفته بیرون شعله مهتاب میدیدم ۲
نمیدیدم تنش را از لطافت لیک روی خود
در آن آئینه چون برگ خزان در آب میدیدم ۳
چه تابان کوکبی بود آن چراغ چشم بیداران
که شمع ماه را در جنب او بی تاب میدیدم ۴
همانا آب حیوان بود جسم نازنین او
که باغ حسن را از وی طراوت یاب میدیدم ۵
تن سیمین او تا بود غلطان در کنار من
کنار خویشتن را پر ز سیم ناب میدیدم ۶
در درج سخن را محتشم زین بیشتر مگشا
که یار این است گفتن آن چه من در خواب میدیدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۲ - با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
گوهر بعدی:غزل ۴۱۴ - به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.