خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج شاعر از فراق معشوق و دوری از اوست. شاعر از نگاه معشوق، اشک‌هایش، و تلاش‌های بی‌ثمر برای بازگشت او سخن می‌گوید. همچنین، او از ناامیدی و درماندگی خود در برابر این جدایی و ناتوانی در یافتن آرامش می‌نالد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۲ - آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت
آیا چه خطا دید که اَز راهِ خطا رَفت؟ ۱

تا رَفت مَرا اَز نَظَر آن چَشمِ جَهان‌بین
کَس واقفِ ما نیست که اَز دیده چه‌ها رَفت ۲

بَر شَمع نرفت اَز گُذرِ آتشِ دل، دوش
آن دود که اَز سوزِ جِگر بَر سَر ما رَفت ۳

دور اَز رُخِ تو دَم به دَم از گوشهٔ چَشمَم
سیلابِ سِرشک آمَد و طوفانِ بَلا رَفت ۴

از پای فُتادیم چو آمَد غَمِ هجران
دَر دَرد بِمُردیم چو اَز دَست دَوا رَفت ۵

دل گفت وِصالَش به دُعا باز تَوان یافت
عُمریست که عُمرَم همه دَر کارِ دُعا رَفت ۶

اِحرام چه بَندیم؟ چو آن قبله نه این جاست
دَر سَعی چه کوشیم؟ چو از مَروه صَفا رَفت ۷

دی گفت طبیب اَز سَرِ حَسرت چو مَرا دید
هِیهات که رَنجِ تو زِ قانونِ شَفا رَفت ۸

ای دوست به پُرسیدنِ حافظ قَدَمی نِه
زان پیش که گویند که اَز دارِ فَنا رَفت ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱ - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.