این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به بیان مفاهیم عشق، عرفان و فلسفه زندگی میپردازد. در این شعر، مرغ چمن با گل نوخاسته گفتوگو میکند و مفاهیمی مانند ناز، عشق، طمع و محبت را مطرح میکند. حافظ از عشق به عنوان مفهومی عمیق و فراتر از کلمات یاد میکند و بر اهمیت تجربه مستقیم عشق تأکید میکند. همچنین، او از مفاهیمی مانند بیداری، خواب و درک حقیقت زندگی سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و طمع نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۸۱ - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت ۱
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت ۲
گر طمع داری از آن جام مرصع میِ لعل
ای بسا دُر که به نوک مژهات باید سفت ۳
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخسار نرُفت ۴
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل به نسیم سحری میآشفت، ۵
گفتم: «ای مسند جم! جام جهانبینت کو؟»
گفت: «افسوس که آن دولت بیدار بخفت!» ۶
سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کُن این گفت و شنفت ۷
اشک حافظ، خرد و صبر، به دریا انداخت
چه کند؟ سوز غم عشق نیارست نهفت ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.