خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق، درد عشق و فراق، و رضایت به قضا و قدر الهی سخن میگوید. تصاویر شاعرانهای مانند تیر غمزه، سرو نازنین، و صید محتشم بهکار رفتهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۳۸ - آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
و آن خیرگی و طرف کله برشکستنش ۱
آن تیر غمزه پرکش و از منتظر کشی است
موقوف صد کمان ز کمانخانه جستنش ۲
سروی است در برم که براندام نازنین
ماند نشان ز بند قبا چست بستنش ۳
سر رشتهٔ رضا به دل غیر بسته یار
اما چنان نبسته که به توان گسستنش ۴
باشد کمینه بازی آن طفل بر دلم
بر همزدن دو چشم و به صد نیش خستنش ۵
صیدیست محتشم که به قیدی فتاده لیک
مرگیست بیتکلف از آن قید رستنش ۶
و آن خیرگی و طرف کله برشکستنش ۱
آن تیر غمزه پرکش و از منتظر کشی است
موقوف صد کمان ز کمانخانه جستنش ۲
سروی است در برم که براندام نازنین
ماند نشان ز بند قبا چست بستنش ۳
سر رشتهٔ رضا به دل غیر بسته یار
اما چنان نبسته که به توان گسستنش ۴
باشد کمینه بازی آن طفل بر دلم
بر همزدن دو چشم و به صد نیش خستنش ۵
صیدیست محتشم که به قیدی فتاده لیک
مرگیست بیتکلف از آن قید رستنش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۷ - هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
گوهر بعدی:غزل ۳۳۹ - بزم برهم زدهای ای دل بر خشم به جوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.