خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عشق و دوری از معشوق شکایت می‌کند. شاعر از زیبایی چشم‌ها و موهای معشوق تعریف می‌کند و از تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان خود می‌گوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند وفاداری، قضا و قدر، و عشق الهی اشاره می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قضا و قدر و عشق الهی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۶۹ - کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست

کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست ۱

چون چشمِ تو دل می‌برد از گوشه نشینان
همراهِ تو بودن گُنَه از جانب ما نیست ۲

روی تو مگر آینهٔ لطفِ الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست ۳

نرگس طلبد شیوهٔ چشمِ تو، زهی چشم
مسکین خبرش از سر و، در دیده حیا نیست ۴

از بهرِ خدا زلف مَپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با بادِ صبا نیست ۵

بازآی که بی روی تو ای شمعِ دل افروز
در بزمِ حریفان، اثرِ نور و صفا نیست ۶

تیمارِ غریبان اثرِ ذکرِ جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهرِ شما نیست؟ ۷

دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست ۸

گر پیر مغان مرشدِ من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سِرّی ز خدا نیست ۹

عاشق چه کُنَد گر نَکِشَد بارِ ملامت
با هیچ دلاور سپرِ تیرِ قضا نیست ۱۰

در صومعهٔ زاهد و در خلوتِ صوفی
جز گوشهٔ ابروی تو محرابِ دعا نیست ۱۱

ای چنگ فروبرده به خونِ دلِ حافظ
فکرت مگر از غیرتِ قرآن و خدا نیست ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸ - ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
گوهر بعدی:غزل ۷۰ - مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.