خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد هجران و دوری از معشوق سخن می‌گوید و حال دشوار خود را توصیف می‌کند. او از زیبایی و جذابیت معشوق یاد می‌کند و از بی‌توجهی او به حال غریبان گلایه می‌کند. در پایان، شاعر به امید دیدار دوباره با معشوق و تغییر حال خود اشاره می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۸ - ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست
حالِ هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی‌ست؟ ۱

مردم دیده ز لطفِ رخِ او در رخِ او
عکس خود دید، گمان برد که مشکین خالی‌ست ۲

می‌چکد شیر هنوز از لبِ هم‌چون شکرش
گر چه در شیوه‌گری هر مژه‌اش قَتّالی‌ست ۳

ای که انگشت‌نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کارِ غریبان، عَجَبَت اِهمالی‌ست ۴

بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهرِ فرد
که دهانِ تو در این نکته خوش استدلالی‌ست ۵

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیّتِ خیر مگردان که مبارک فالی‌ست ۶

کوهِ اندوهِ فراقت به چه حالت بکِشد؟
حافظِ خسته که از ناله تنش چون نالی‌ست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷ - یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانهٔ کیست؟
گوهر بعدی:غزل ۶۹ - کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.