خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری بیحد شاعر به معشوق است. شاعر از ایثار جان و دل در راه معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را ستایش میکند. همچنین، به تأثیر شگفتانگیز معشوق بر دیگران و حتی پادشاهان اشاره دارد. در پایان، شاعر از قدرت دعای معشوق و تأثیر آن بر دیگران میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۲ - دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند
دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند
به که نابود به شمشیر جفای تو شوند ۱
همه جای تو چه رخسار تو واقع شدهاند
سیر واقع ز تماشای کجای تو شوند ۲
خوش ادا میکنی ای شوخ اداهای مرا
خوش ادایان همه قربان ادای تو شوند ۳
هم بر آن سادهدلان خنده سزد هم گریه
که اسیر تو به امید وفای تو شوند ۴
داری آن حوصله کز جان روی گر به نیاز
پادشاهان جهان جمله گدای تو شوند ۵
دیده نمناک نگردانی اگر تشنه لبان
همه در دشت هوش کشته برای تو شوند ۶
محتشم وای بر آن قوم که بر بستر ناز
در دل شب هدف تیر دعای تو شوند ۷
به که نابود به شمشیر جفای تو شوند ۱
همه جای تو چه رخسار تو واقع شدهاند
سیر واقع ز تماشای کجای تو شوند ۲
خوش ادا میکنی ای شوخ اداهای مرا
خوش ادایان همه قربان ادای تو شوند ۳
هم بر آن سادهدلان خنده سزد هم گریه
که اسیر تو به امید وفای تو شوند ۴
داری آن حوصله کز جان روی گر به نیاز
پادشاهان جهان جمله گدای تو شوند ۵
دیده نمناک نگردانی اگر تشنه لبان
همه در دشت هوش کشته برای تو شوند ۶
محتشم وای بر آن قوم که بر بستر ناز
در دل شب هدف تیر دعای تو شوند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۱ - آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۳ - رندان که نقد جان به می ناب میدهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.