خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از دعا، قبول شدن آن توسط خدا، و شرایطی که در آن دعا پذیرفته میشود سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند عشق، بلا، درد و دوا، و رابطه بین فقیر و فقیه اشاره دارد. شاعر امیدوار است که دعاهایش مورد قبول خدا قرار گیرد و از وضعیت خود و دیگران اظهار نگرانی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین برخی از ابیات نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.
غزل ۲۲۵ - خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
دعا کنم من و گویم خدا قبول کند ۱
فشاند آن که ز ما آستین رد به دو کون
کجا نیاز من بینوا قبول کند ۲
ز روی ساعد سلطان پریده شهبازی
چگونه طعمه ز دست گدا قبول کند ۳
در خز این درد و دوا چه بگشایند
که غیر بی جگر آنجا دوا قبول کند ۴
بلا و عافیت آیند اگر به معرض عرض
حریف عشق بلاشک بلا قبول کند ۵
مکن قبول ز کس دعوی محبت پاک
که درد را بگذارد دوا قبول کند ۶
اگر قبول کند مرد هر کجا دردیست
کسی که درد ندارد کجا قبول کند ۷
فقیه قابل عفو و فقیر نا قابل
ازین میانه کرم تا که را قبول کند ۸
شوم چو محتشم از مقبلان راه خدا
گرم به بندگی آن بیوفا قبول کند ۹
دعا کنم من و گویم خدا قبول کند ۱
فشاند آن که ز ما آستین رد به دو کون
کجا نیاز من بینوا قبول کند ۲
ز روی ساعد سلطان پریده شهبازی
چگونه طعمه ز دست گدا قبول کند ۳
در خز این درد و دوا چه بگشایند
که غیر بی جگر آنجا دوا قبول کند ۴
بلا و عافیت آیند اگر به معرض عرض
حریف عشق بلاشک بلا قبول کند ۵
مکن قبول ز کس دعوی محبت پاک
که درد را بگذارد دوا قبول کند ۶
اگر قبول کند مرد هر کجا دردیست
کسی که درد ندارد کجا قبول کند ۷
فقیه قابل عفو و فقیر نا قابل
ازین میانه کرم تا که را قبول کند ۸
شوم چو محتشم از مقبلان راه خدا
گرم به بندگی آن بیوفا قبول کند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴ - هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶ - چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.