خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، زیبایی معشوق و احساسات خود سخن میگوید. تصاویر شاعرانهای مانند افکندن افسر به پای پسر، آفتاب و باد، سایه مرغ بر سر مجنون، و توصیف معشوق با عناصری مانند ابرو و مژگان به کار رفته است. همچنین، حس دوری از خوشبختی و آرزوی نزدیکی به معشوق نیز در آن دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۲۲۴ - هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند
هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند
شاه ملک افسر گدای ملک سر میافکند ۱
آفتاب از پرده پیش از صبح میآید برون
چون سحرگه باد از آن رخ پرده بر میافکند ۲
سایه میافکند مرغی بر سر مجنون و من
وادی دارم که آنجا مرغ پر میافکند ۳
چون گریزد از بلا عاشق که آن ابرو کمان
ناوک مژگان به دلها بیخبر میافکند ۴
سایه از لطف تن پاکش نمیافتد به خاک
جامه چون آن نازنین پیکر ز بر میافکند ۵
وه که هرچند آن مهم نزدیک میخواهد به لطف
بختم از بیطالعی ها دورتر میافکند ۶
هرگه آن مه بر ذقن میافکند چوگان زلف
محتشم در پای او چون گوی سر میافکند ۷
شاه ملک افسر گدای ملک سر میافکند ۱
آفتاب از پرده پیش از صبح میآید برون
چون سحرگه باد از آن رخ پرده بر میافکند ۲
سایه میافکند مرغی بر سر مجنون و من
وادی دارم که آنجا مرغ پر میافکند ۳
چون گریزد از بلا عاشق که آن ابرو کمان
ناوک مژگان به دلها بیخبر میافکند ۴
سایه از لطف تن پاکش نمیافتد به خاک
جامه چون آن نازنین پیکر ز بر میافکند ۵
وه که هرچند آن مهم نزدیک میخواهد به لطف
بختم از بیطالعی ها دورتر میافکند ۶
هرگه آن مه بر ذقن میافکند چوگان زلف
محتشم در پای او چون گوی سر میافکند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۳ - چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵ - خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.