خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، رنجش و ناامیدی خود مینالد و به تصاویری مانند کشته شدن بیگناه در راه، قهر معشوق و بیوفایی او اشاره میکند. همچنین، از غرور معشوق و عدم پاسخگویی به عشق شاعر شکایت دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند «کشت در ره بیگناهی» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۸۳ - آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
کشت در ره بیگناهی را و آهی هم نکرد ۱
صبر من کاندر عیار از هیچ کوهی کم نبود
هم عیاری در هوای او نگاهی هم نکرد ۲
برق قهر او که گشت غیر را سالم گذاشت
در ریاض ما مدارا با گیاهی هم نکرد ۳
بر سر من بود ازو سودای لطف دائمی
او سرافرازم به لطف گاه گاهی هم نکرد ۴
سر گران گشت از می و بر خوابگاه سر بماند
وز سردوش اسیران تکیه گاهی هم نکرد ۵
دل که کرد از قبله در محراب ابروی تو رو
از سر بیداد گویا عذر خواهی هم نکرد ۶
محتشم زلفش به من سر در نیارد از غرور
ترک ناز و سرکشی با من سیاهی هم نکرد ۷
کشت در ره بیگناهی را و آهی هم نکرد ۱
صبر من کاندر عیار از هیچ کوهی کم نبود
هم عیاری در هوای او نگاهی هم نکرد ۲
برق قهر او که گشت غیر را سالم گذاشت
در ریاض ما مدارا با گیاهی هم نکرد ۳
بر سر من بود ازو سودای لطف دائمی
او سرافرازم به لطف گاه گاهی هم نکرد ۴
سر گران گشت از می و بر خوابگاه سر بماند
وز سردوش اسیران تکیه گاهی هم نکرد ۵
دل که کرد از قبله در محراب ابروی تو رو
از سر بیداد گویا عذر خواهی هم نکرد ۶
محتشم زلفش به من سر در نیارد از غرور
ترک ناز و سرکشی با من سیاهی هم نکرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۲ - از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴ - جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.