خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه و دردهای عشق می‌پردازد. شاعر از نگاه معشوق، تیرهای کمان ابروی او، و تأثیرات عشق بر دل خود سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند خجلت، فتنه، و بیدادگری وجود دارد که بر پیچیدگی روابط عاشقانه تأکید می‌کنند.

این شعر دارای مضامین عاشقانه پیچیده و اشارات ظریف به احساسات و روابط انسانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۲ - از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد

از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
کز خجلت تو خاک مذلت به سر نکرد ۱

برق اجل به خرمنی آتش نزد دلیل
تا مشورت به خوی تو بیدادگر نکرد ۲

چشمت ز گوشه‌ای یزک غمزه سر نداد
کز گوشه دگر سپه فتنه سر نکرد ۳

در بزم کس نماند که پنهان ز دیگران
از نرگسش نشانه تیر نظر نکرد ۴

تا مدعی ز ابروی او چشم بر نداشت
تیری از آن کمان به دل من گذر نکرد ۵

برد آن چنان دلم که نخستین نگاه را
در دلبری مدد به نگاه دگر نکرد ۶

صد عشوه کرد چشم تو ضایع برای غیر
کاتش به جان من زد و دروی اثر نکرد ۷

تیر کرشمه تو که با دل به جنگ بود
کرد آشتی چنان که مرا هم خبر نکرد ۸

قانع نشد به نیم نگاه تو محتشم
خاشاک نیم‌سوز ز آتش حذر نکرد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۱ - چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳ - آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.