خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر حافظ به موضوع عشق و راز و نیاز عاشقانه میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق به معشوق، فارغ از مکان و زمان، در همه جا حضور دارد و تفاوتی بین خانقاه و خرابات نیست. همچنین، او از غربت و تنهایی عاشق سخن میگوید و اشاره میکند که عشق حقیقی نیازمند درک و توجه است. در نهایت، حافظ این شعر را به عنوان داستانی غریب و حدیثی عجیب توصیف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و غربت ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۶۳ - روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست ۱
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست ۲
در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتوِ رویِ حبیب هست ۳
آن جا که کارِ صومعه را جلوه میدهند
ناقوسِ دِیرِ راهب و نامِ صلیب هست ۴
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست ۵
فریادِ حافظ این همه آخِر به هرزه نیست
هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست ۶
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست ۱
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست ۲
در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتوِ رویِ حبیب هست ۳
آن جا که کارِ صومعه را جلوه میدهند
ناقوسِ دِیرِ راهب و نامِ صلیب هست ۴
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست ۵
فریادِ حافظ این همه آخِر به هرزه نیست
هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲ - مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - اگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.