خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و مفاهیم مربوط به قیامت، به بیان احساسات عاشقانه و عرفانی میپردازد. شاعر از قیامت به عنوان صحنهای برای نمایش عشق و رحمت استفاده میکند و در عین حال، به مفاهیمی مانند مکافات، داوری، و تمنا اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند قتل و رسوایی ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۱۳۶ - بیپرده برآئی چو به صحرای قیامت
بیپرده برآئی چو به صحرای قیامت
خلد از هوس آید به تماشای قیامت ۱
هنگامه بگردد چو خورد غلغلهٔ تو
بر معرکه معرکه آرای قیامت ۲
در حشر گر آید نم رحمت ز کف تو
روید همه شمشیر ز صحرای قیامت ۳
در قتل من امروز مبر خوف مکافات
کاین داوری افتاد به فردای قیامت ۴
بنشین و مجنبان لب عشاق که کم نیست
غوغای قیام تو ز غوغای قیامت ۵
پروردهٔ تفتندهٔ بیابان تمنا
جنت شمرد دوزخ فردای قیامت ۶
فرداست دوان محتشم از دست تو در حشر
با صد تن عریان همه رسوای قیامت ۷
خلد از هوس آید به تماشای قیامت ۱
هنگامه بگردد چو خورد غلغلهٔ تو
بر معرکه معرکه آرای قیامت ۲
در حشر گر آید نم رحمت ز کف تو
روید همه شمشیر ز صحرای قیامت ۳
در قتل من امروز مبر خوف مکافات
کاین داوری افتاد به فردای قیامت ۴
بنشین و مجنبان لب عشاق که کم نیست
غوغای قیام تو ز غوغای قیامت ۵
پروردهٔ تفتندهٔ بیابان تمنا
جنت شمرد دوزخ فردای قیامت ۶
فرداست دوان محتشم از دست تو در حشر
با صد تن عریان همه رسوای قیامت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۵ - زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷ - زین نقشخانه کی من دیوانه جویمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.